تبليغاتX

JavaScript Codes دنیای عشق
((بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد ))

هنوز هم دوستت دارم...

من امشب از غزل از مثنوي از گريه سرشارم 

سرم را ميگذارم بي تو روي شانه ي تارم

 

پري هاي خيالم ناگهان در رقص مي آيند 

که تو شرقي ترين آئينه مي آيي به ديدارم

 

سرت را ميگذاري روي زير اندازي از چشمم  

 نگاهم ميکني چشمي که عمري کردي انکارم

 

دل من گر چه چشم زخمي اسفنديار اما  

چگونه ميتوانم از نگاهت دست بر دارم

 

تو رفتي و منم ماندم با شعر و سه تار اما  

به دندان پشت دستم مينويسم دوستت دارم

 

 

نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 اثري از یه دریادل |

سال نو مبارک


سلام دوستان عزیز
اول از هر چیزی یه تشکر از همه ی کسایی که تا حالا حمایتم کردند و همیشه به من لطف داشتند
و بعد از اون میخواستم به عنوان عیدی متن زیر را به همه ی دوستای گلم تقدیم کنم
میخواستم فردا این متن و بذارم اما عازم مشهدم و شاید نتونم حالا حالاها بیام
امیدوارم سال خوبی داشته باشید و تعطیلات هم خوش بگذره
مواظب خودتون هم باشید
دریادل...


از خدا برایتان
روزی مریم-قصر آسیه
تقوای حسین -قلب خدیجه
محبت فاطمه -جمال یوسف
ثروت قارون -حکمت لقمان
ملک سلیمان -صبر ایوب
عدالت علی -حیای زینب
عمر نوح و بزرگواری محمد(ص) را در
سال 1387 خواستارم
سال نو مبارک

نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 اثري از یه دریادل |

شیشه ی با احساس

روي آن شيشه ي تب دار تو را "ها " كردم

اسم زيباي تو را با نفسم جا كردم

 

شيشه بدجور دلش ابري و باراني شد

شيشه را يك شبه تبديل به دريا كردم

 

عرقي سرد به پيشاني آن شيشه نشست

تا به اميد ورود تو دهان وا كردم

 

با سر انگشت كشيدم به دلش عكس تو را

 

عكس زيباي تو را سير تماشا كردم

نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386 اثري از یه دریادل |

خانه ی دوست کجاست؟

خانه ي دوست كجاست ؟

خانه اي كه هميشه پابرجاست ...

ايستاده ام به تماشاي افقي كه دست نيافتني است

گويا سالهاست راه با من فاصله دارد

بارها پرسيدم خانه ي دوست كجاست؟ ولي سؤالم بي جواب ماند

ديشب به دنبال خانه ي دوست تا ماوراي مرز شعرهايم گشتم

ديشب كنار باغچه ي سرنوشت فراسوي اشك هاي احساس جاري شدم

و لابه لاي  بوته هاي  خاطره را سخت كاويدم

و امروز در بالاي رفيع ترين قله ي احساس هاي پاك

 به دنبال خانه ي دوست مي گشتم ...

و ناگاه یافتم آن خانه ای را سالها در پی آن بودم

خانه ي دوست را مي داني عاقبت در كدام ديار يافتم؟

در قلبي شكسته و اشكي ريخته در نگاهي دوخته شده به آيينه

خانه ی دوست در قلب شکسته ی خودم بود و من عمری در

جستجوی آن بودم...

 

نوشته شده در دوشنبه ششم اسفند 1386 اثري از یه دریادل |

دلم تنگ است

به دیدارم بیا هر شب

در این تنهایی تنها و تاریک خدا مانند

دلم تنگ است

بیا ای روشن،ای روشن تر از لبخند

شبم را روز کن در زیر سر پوش سیاهی ها

دلم تنگ است

دلم تنگ است

دلم تنگ است

دلم تنگ است

....

نوشته شده در شنبه بیست و دوم دی 1386 اثري از یه دریادل |

مال تو

 

                                       آسمان با وسعتش تقديم تو   

 

 

                                                   رقص ماهي هاي دريا مال تو

 

 

                                       هر چه دارم از تو دارم مهربان 

 

 

                                                     زندگيم امروز و فردا مال تو

نوشته شده در جمعه چهارم آبان 1386 اثري از یه دریادل |

بوسه

 

انسان با سه بوسه تكميل می شود:

بوسه مادر كه با آن با يه عرصه خاكي می گذاری

بوسه عشق كه يك عمر با آن زندگی مي كنی

بوسه خاك كه با آن با به عرصه ابديت مي گذاری

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386 اثري از یه دریادل |

فریاد من

 

روزی  تمامی گلهای زمین دست به دست هم داده اند تا کمی از عطر تو را داشته باشند 

 

روزی  تمام آبهای عالم به هم پیوسته اند تا بتوانند بزرگی تو را به نمایش بگذارند

 

 

روزی تمام فرشته های خدا در مقابل خوبی هایت سر در گریبان فرو بردن

 

 

وامروز روزی است که ذره ذره وجود من فریاد می زند

 

 دوستت دارم

نوشته شده در سه شنبه دهم مهر 1386 اثري از یه دریادل |

مثل..

 

گشاده دست و جاري باش وكمك كن                 مثل رود

 

باشفقت و مهربان باش                          مثل خورشيد 

 

اگركسي اشتباه كرد آن را بپوشان                    مثل شب

 

وقتي عصباني شدي خاموش باش                   مثل مرگ

 

متواضع باش و كبر نداشته باش                      مثل خاك

 

بخشش و عفو داشته باش                           مثل دريا

 

اگرمي خواهي ديگران خوب باشند خودت خوب باش 

  مثل آينه

نوشته شده در دوشنبه دوم مهر 1386 اثري از یه دریادل |

عشق

 

عجب باشکوه است “عشق “

عشق نيرو مي‌دهد

 عشق زندگي مي‌دهد

 عشق شهامت و قدرت مي‌بخشد

 عشق بزرگ‌ترين وديعه‌اي است که خداوند بزرگ

در نهاد بشر به امانت گذاشته است

عشق زيباترين هديه ي الهي است

 يا عشق است كه زندگي پابرجاست

 پس اگر عشق نبود زندگي هم نبود

هميشه عاشق بمانيد

نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386 اثري از یه دریادل |